علی (ع) … .

علی آشکار ترین حقیقت و مترقی ترین مکتبی است که در شکل یک موجود انسانی تجسم یافته‌است ، واقعیتی بر گونه اساطیر و انسانی است که هست از آنگونه که باید باشند و نیست

دکتر علی شریعتی

***

گریزی از وصیتنامه مولا (ع) به امام حسن (ع)

اکنون‌ سفارش‌ و توصیه‌ من‌ با تو چنین‌ است‌:

فرزندم‌ نیکو ترین‌ چیزی‌ کـه‌ دوست‌ دارم‌ تو از وصیتم‌ بجـای‌ آوری‌، پرهیز و ترس‌ از خداست‌. به‌ آنچه‌ آفریدگاربرتو لازم‌ و واجب‌ شمرده‌ اکتفا کن‌ و قدم‌ براهی‌ گذار که‌ نیکان‌ و گذشتگان‌ و پدر و مادر و  خـانواده‌ات‌ در آن‌ ط‌ریق‌ گـام‌ نهـاده‌اند. زیرا آنـان‌ خویشتندار و پرهیزکار و دانـا بوده‌، و در اینراه ‌چیزی‌ را فروگذار ننموده‌اند.


همـانگونـه‌ کـه‌ تـو می‌ اندیشی‌ و مینگری‌ آنهـا نیز فکر کردند و دیدنـد،تـا اینکـه‌ سـرانجـام‌ این‌ دو کـار این‌ بـود کـه‌ بغـایت‌ خویشتنداری‌ و نهایت‌ انجام‌ تکلیف‌ و وظ‌یفه‌ خود رسیدند. پس‌ اگر نفس‌ تو از ط‌ریق‌ آنان‌ سربـاز زد و نخواست‌ همـانسـان‌ کـه‌ آنـان‌ اندیشیدند و دیدند، بنگـرد و بینـدیشـد و در این‌ دو یقین‌ کند، تو او را بـه‌ متـابعت‌ مجبور کن‌ وخواهـان‌ همین‌ روش‌ پسندیده‌ باش‌.

البتـه‌ با تحصیل‌ و تعلیم‌ و دانایی‌ ،آنرا بط‌لب‌ و در سخنان‌ در هم‌ و شبهـه‌ آمیز خود را رهـا مسـاز،تـا نـاگزیر بمشـاجره‌ و منازعه‌ شوی‌ و پیش‌ از انکـه‌ پا بر این‌ راه‌ گذاری‌ ، از پروردگار یاری‌ بخواه‌ و برای‌ کسب‌ موفقیت‌ و اجتناب‌ از هر بدی‌ ویاسخنی‌ کـه‌ بـه‌ باط‌ل‌ آمیختـه‌ باشدو یا بضلالت‌ گمراهیت‌ کشاند،تنهـا بخداوند مهربان‌ پناه‌ ببر و رو بسوی‌ او آور.

آنگـاه‌ پس‌ از اینکـه‌ مط‌مئن‌ شدی‌ کـه‌ دلت‌ صـاف‌ و پـاک‌ گشتـه‌،و فروتن‌ و فـرمـانبـردار شده‌، و تمرکز فکر واندیشـه‌ یـافتـه‌ ای‌ و مقصدت‌ تنهـا در این‌ راهست‌ در آنچه‌ من‌ بتو سفارش‌ و توصیه‌ میکنم‌، بدقت‌ اندیشـه‌ کن‌.


اما اگر آنچـه‌ را کـه‌ خـواهـانی‌، از تمرکز فکـر و پـاکی‌ دل‌ از پلیدی‌ هـابدست‌ نیـاوردی‌، بـدان‌ کـه‌ در این‌ حـال‌ بکـور اشتـری‌ میمـانی‌ کـه‌ در ورط‌ـه‌ های‌ وهمناک‌ و دره‌ های‌ تنگ‌ و تـاریک‌ فروافتـاده‌ است‌. چنین‌ کسی‌ که‌ براه‌ اشتباه‌ رود و خط‌ا کند،هرگزخواهان‌ دین‌ و آیین‌ نیست‌و شبهات‌ را با یقین‌ میامیزد. برای‌ چنین‌ کسی‌ دست‌ برداشتن‌ و درنگ‌ کردن‌ در راه‌ خود بصلاح‌ نزدیک‌ تر است‌.


***

ای آزادی …  بی‌تو زندگی دشواراست، بی‌تو من هم نیستم؛ هستم، اما من نیستم؛ یک موجودی خواهم بود توخالی، پوک، سرگردان … من پروردهٔ آزادی ام، استادم علی است، مرد بی‌بیم و بی‌ضعف و پر صبر … اما، من به دانستن از تو نیازمندم، دریغ مکن، بگو هر لحظه کجایی چه می‌کنی؟ نا بدانم آن لحظه کجا باشم، چه کنم؟

استاد علی شریعتی

***

«اندیشه را چون سقایان بگردانید تا درست‌ترین رأی به دست آید.» (حدیث ۲۵۶۸ _ غرر الحکم )

«به مدارا، هدف‌ها را می‌توان به دست آورد.» ( حدیث ۴۲۲۶ _ غرر الحکم )

«زیبایی انسان به بردباری اوست.» (حدیث ۴۷۱۸ _ غرر الحکم )

***


وصیت پیامبر (ص) به علی (ع) و دادن وسایلش به او


شیخ مفید در پایان گفتاری که از او نقل شده است می نویسد: پس حاضران از نزد پیامبر برخاستند و تنها عباس و علی بن ابیطالب و خانواده او باقی ماندند.عباس به آن حضرت عرض کرد: ای رسول خدا اگر خلافت پس از تو در میان ما باقی است، ما را بدان مژده بده و اگر می دانی که دیگران در این کار بر ما چیره می شوند سفارشی به ما کن.


پیامبر پاسخ داد: «شما پس از من ناتوان خواهید بود.»آن گاه ساکت شد.پس آنان برخاستند و گریه کردند و از ادامه حیات آن حضرت نومید شدند.چون از حضور پیغمبر خارج شدند پیامبر فرمود: برادرم علی بن ابیطالب و عمویم را به نزد من بازگردانید.پس کسی را به دنبال آن دو فرستادند و چون هر دو بر بالین پیامبر حاضر شدند آن حضرت فرمود ای عمو!آیا وصیت مرا بر عهده می گیری و به وعده های من وفا می کنی و دین مرا ادا می نمایی؟ابن عباس گفت: ای رسول خدا!عموی تو پیرمردی است عیالوار و تو کسی هستی که در جود و بخشش با نسیم همسنگی.تو به مردم وعده هایی داده ای که عمویت توان برآوردن آنها را ندارد.پیامبر با شنیدن پاسخ عباس به علی روی کرد و گفت: ای برادر!آیا تو وصیت مرا می پذیری و به وعده های من عمل می کنی؟و دین مرا ادا می کنی؟و آیا پس از من به امور خانواده ام رسیدگی می کنی.علی پاسخ داد: آری ای رسول خدا!فرمود: پس به نزدیک من آی.علی پیش رفت و پیامبر او را به خود چسبانید و انگشتریش را از دست بیرون کرد و فرمود: این را بگیر و به دست خود کن و شمشیر و زره و همه لباسهای جنگی خود را درخواست کرد و به علی داد. همچنین آن حضرت دستمالی را که در هنگام جنگ به شکم خود می بست طلبید و چون آن را برایش آوردند به امیر المؤمنین سپرد و به او فرمود: به نام خدا به خانه خود برو. چون فردا شد، کسی را اجازه ورود به خانه پیامبر نمی دادند و بیماری آن حضرت شدت یافت.

سیره معصومان ج ۳ ، سید محسن امین / مترجم: علی حجتی کرمانی؛

بن مایه :www.hawzah.net



افزون نوشتار:

نهج البلاغه آنلاین

www.andisheqom.com

www.imamalinet.net


نهج البلاغه برای موبایل

www.freedanload.com


امام علی (ع) و انقلاب فرانسه

جرج جرداق

www.farsiebook.com


علی (ع) حقیقتی بر گونه اساطیر

علی شریعتی

www.irebooks.com


زندگینامه علی (ع) از تولد تا شهادت

www.irebooks.com


فرمایشات حضرت آیت الله بهجت پیرامون عظمت مولای متقیان امام علی علیه السلام. (فایل صوتی)

عظمت امام علی (ع)

مظلومیت امام علی (ع)

www.tebyan.net


تصاویری مستند از درون خانه مقدس کعبه و باب التوبه، محل تولد حضرت علی (ع) که محل ورود حضرت فاطمه بنت اسد(س) با نور سفید نمایش داده شده است ، مدت ۱:۱۵

www.tebyan.net


  • Digg
  • Facebook
  • Balatarin
  • del.icio.us
  • Donbaleh
  • FriendFeed
  • Twitter

هنوز، جاده، همچنان، ادامه … .

حریت

مساوات

اخوت

***

«اگر روحانیون‌، ملت‌، خطبا، علما، نویسندگان‌، روشنفکران متعهد سستی بکنند و از قضایای صدر مشروطه عبرت نگیرند به سر این ‌انقلاب آن خواهد آمد که به سر انقلاب مشروطه آمد.»

امام خمینی، سخنرانی در جمع روحانیون‌، صحیفه نور، ج‌۱۵، ص ۲۰۲

جُنبـِشِ مَشروطه، جنبـش مشروطیت، انقلاب مشروطه یا انقلاب مشروطیت مجموعه کوشش‌ها و رویدادهائی است که در دوره مظفرالدین شاه قاجار و سپس در دوره محمدعلی شاه قاجار برای تبدیل حکومت استبدادی به حکومت مشروطه رخ داد و منجر به تشکیل مجلس شورای ملی و تصویب اولین قانون اساسی ایران شد.

*قانون اساسی مشروطه *


” در تاریخ مشروطه ایران هیچ کاری به بزرگی و ارجداری ایستادگی گردانه ستارخان نیست. مشروطه از همه شهرهای ایران برخاسته تنها در تبریز باز میماند. از تبریز هم برخاسته ، تنها در کوی کوچک امیرخیز بازپسین ایستادگی را مینمود. در سایه دلیری و کاردانی ستارخان بار دیگر به همه کویهای تبریز بازگشته، سپس نیز به همه شهرهای ایران باز گردید. آن لکه سیاهی که درنتیجه زبونی و کارندانی نمایندگان پارلمان و شکست آزادیخواهان تهران، به دامن تاریخ ایران نشسته بود، این مرد با جانبازی های خود آن را پاک گردانید. بی شوند نیست که ما در تاریخ ایران به آن مرد ارج بیشتر میگذاریم. ستارخان نه تنها مشروطه را به ایران بازگرداند، صدها کسان را از کشته شدن و از گزند آسیب رهانید “
احمد کسروی – تاریخ مشروطه ایران

از اوائل سلطنت ناصرالدین شاه قاجار نارضایتی مردم از ظلم وابستگان حکومت رو به رشد بود. تأسیس دارالفنون و آشنایی تدریجی ایرانیان با تغییرات و تحولات جهانی اندیشه تغییر و لزوم حکومت قانون و پایان حکومت استبدادی را نیرو بخشید. نوشته‌های روشنفکرانی مثل حاج زین‌العابدین مراغه‌ای و عبدالرحیم طالبوف و میرزا فتحعلی آخوندزاده و میرزا ملکم خان و میرزا آقاخان کرمانی و سید جمال الدین اسدآبادی و دیگران زمینه‌های مشروطه خواهی را فراهم آورد. سخنرانیهای سیدجمال واعظ و ملک المتکلمین توده مردم مذهبی را با اندیشه آزادی و مشروطه آشنا می‌کرد. نشریاتی مانند حبل المتین و چهره‌نما و حکمت و کمی بعد ملانصرالدین که همه در خارج از ایران منتشر می‌شدند نیز در گسترش آزادی خواهی و مخالفت با استبداد نقش مهمی داشتند.

“در سالروز پیروزی مشروطیت هستیم و طنین نام مشروطیت بیش از یکصد سال است که باخود پیام لزوم مشروط بودن قدرت را حمل می کند. در کنار خواست برای عدالت، آزادی و قانون، تلاش برای مشروط کردن قدرت یکی از دستاوردهای مجاهدت گذشتگان ما و فداکاری آنهاست. گرچه نهادهای برآمده از مشروطیت با استبداد شبه تجددگرای رضا خانی با مانع روبرو شدند وبا دادن قربانی های بسیار روند مردمسالاری متوقف گشت و دوره ظلمانی پهلوی اول و دوم دستاوردهای اصلی و ارزش های بنیادی مشروطیت را زیر سایه قرار داد ولی این ارزشها که بادادن قربانی های بسیار بدست آمده بود با ادامه مبارزات مردم برای رهائی از خودکامگی و اقتدارطلبی و نیل به آزادی و عدالت و حاکمیت بر سرنوشت خود ادامه یافت.

قربانی های صدر مشروطیت تا سرنوشت سردارملی ستارخان و شهادت نماینده شجاع ملت مدرس و قتل و حبس بسیاری از آزادیخواهان دیگر، شاهدی برای دشواری راهی بوده است که مردم آن را هرگز رها نکردند. نهضت ملی کردن نفت و خیزش مردمی ۱۵ خرداد و مبارزات نفسگیر در سالهای دهه چهل و پنجاه همه وهمه نشان می دهد که آنچه با مشروطیت بدست آمد هر گز از سوی مردم خوار شمرده نشد بلکه همواره آن دستاوردها به عنوان هادی مردم در مبارزاتشان بکار گرفته شد.

پیروزی انقلاب اسلامی با رهبری امام خمینی در بهمن ۵۷ نتیجه یکصد سال مبارزه با فراز و نشیب ملت ما در طول تاریخ است. امروز مشاهده علائم باز تولید استبداد و خودرایی و گریز آشکار از قانون و حاکمیت روز افزون دروغ نشان می دهد که راه طی شده هنوز به اهداف خود نرسیده است. ظلم و جور و خفقان چه در زمان ناصرالین شاه باشد چه پهلوی ها و چه جمهوری اسلامی مردود است و در جمهوری اسلامی ظلم وستم بدتر و سیاه تر است چرا که زیر پوشش نام اسلام چنین تبهکاری هائی صورت می گیرد و  همه می دانیم در همان اوان مشروطیت به شکلهای مختلف بعضی از علما از جمله علامه نائینی استبداد دینی را بدترین دانستند. تجربه یکصد سال اخیر و آنچه در یک سال گذشته اتفاق افتاد نشان می دهد در میان مفاهیم کلیدی مربوط به انقلاب مشروطیت از عدالت و آزادی و حکومت قانون، مشروط کردن و مسئول کردن قدرت اهمیت سرنوشت سازتری دارد. “

مهندس میرحسین موسوی

 

” آزادی “

آن زمان که بنهادم سر به پای آزادی 
دست خود زجان شستم از آزادی

تا مگر به دست آرم دامن وصالش را 
می روم به پای سر در قفای آزادی

با عوامل تکفیر صنف ارتجاعی باز 
حمله میکند دایم بر بنای آزادی

در محیط ظوفانزای, ماهرانه در جنگست 
ناخدای استبداد با خدای آزادی

شیخ از آن کند اصرار بر خرابی احرار 
چون بقای خود بیند در فنای آزادی

دامن محبت را گز کنی زخون رنگین 
می توان تو را گفتن پیشوای آزادی

فرخی زجان و دل می کند در این محفل 
دل نثار استقلال جان فدای آزادی

فرخی یزدی

 

فرمان مشروطیت

 

مشروطه را با همه فراز و فرودها و همه دستاوردهای مثبت و منفی، در یک کلام پایان تصمیم‌‌سازی یک فرد در مورد سرنوشت جامعه و آغاز تصمیم‌‌گیری نمایندگان مردم در جایی به عنوان مجلس شواری ملی در مورد سرنوشت همان جامعه است. “

آیت‌الله هاشمی رفسنجانی

  • Digg
  • Facebook
  • Balatarin
  • del.icio.us
  • Donbaleh
  • FriendFeed
  • Twitter

سه تار … .

” سه‌تار در گذشته سه سیم (تار) داشته و اکنون چهار سیم دارد که سیم سوم و چهارم آن نزدیک به هم قرار دارند و هم‌زمان نواخته می‌شوند و مجموعهٔ آندو رامعمولاً سیم «بم» مینامند. با گذشت زمان کسانی چون ابونصر فارابی، ابوعلی سینا، صفی الدین ارموی و از متأخران ابوالحسن خان صبا لزوم افزایش یک سیم دیگر به این ساز را درک کرده و سه‌تارهای امروزی دارای چهار سیم هستند (این سیم از نظر تاریخی سیم چهارم است ولی سیم سوم خوانده می‌شود). سیم سوم سه تار به سیم مشتاق معروف است و به روایتی از ابوالحسن صبا این سیم را نخستین بار درویشی به نام مشتاق علیشاه به این ساز افزوده است.

برخی از جمله عده‌ای از عرفا به آن «اوتار» نیز می‌گویند. “
( ویکی پدیا فارسی )

هوای سه تار زده به سرم، شاید هم به دلم ( دقیق نمی تونم تشخیص  بدم ) به هر روی هواش هست.

می گن سه تار، ساز عرفانه، البته دوستی هم می گفت ساز عشق و عرفانه، فکر کنم چیزیه که من می خوام.

” او در سال ۱۳۱۶ در آباده فارس متولد شد و از ۱۰ سالگی سه تار در دست گرفت. برای ادامه فراگیری موسیقی به هنرستان رفت. در آنجا سه تار چندان فراگیر نبود و بنا به گفته خود ذوالفنون سه تار سازی نبود که همگانی باشد و فقط مخصوص برخی از خواص بود و تار بیشتر جنبه همگانی داشت . پس او نیز به اجبار تار را برگزید و در محضر استاد موسی خان معروفی آن را فرا گرفت.
در هنرستان با سازهای دیگر نیز آشنا شد و ویولن را نزد برادر بزرگش محمود ذوالفنون آموخت؛ اگر چه از نواختن سه تار نیز غافل نبود و در مدت هشت سال آموزش وی در هنرستان، سه تار، تار و ویولن را به خوبی آموخت.
جلال ذوالفنون همزمان با تأسیس رشته موسیقی در دانشگاه هنرهای زیبا، به آنجا رفت و با شخصیت های ارجمند موسیقی چون مرحوم نورعلی برومند و داریوش صفوت آشنا شد و از سال ۱۳۴۶ تمام توجه و تجربه اش را روی سه تار متمرکز کرد.
وی هم اکنون به زعم خود پس از تجدید عهد با سه تار و تولد گل صد برگ که اثری ماندنی در موسیقی ایران است، مشغول رقم زدن سومین اتفاق زندگی خویش است و تلاش می کند تا برای ساماندهی فضای موسیقی کشور مکتب موسیقی ذوالفنون را با اهدافی چون ارائه کنسرت های رایگان و حمایت از استعدادهای جوان راه اندازی کند. “

(  www.asatid.blogfa.com )

 

استاد جلال ذوالفنون و استاد محمود ذوالفنون

( سایت رسمی استاد ذوالفنون )

کتاب سه تار

نوشته استاد جلال آل احمد

دریافت

 

 

ترکمن

ساتاد حسین علیزاده

دریافت

  • Digg
  • Facebook
  • Balatarin
  • del.icio.us
  • Donbaleh
  • FriendFeed
  • Twitter

تو !

ما را ز خیال تو چه پروای شراب است؟ / خُم گو سر خود گیر که خُمخانه خراب است
گر خمر بهشت است بریزید که بی دوست / هر شربت عذبم که دهی عین عذاب است
افسوس که شد دلبر و در دیده‌ی گریان / تحریر خیال خط او، نقش بر آب است
بیدار شو ای دیده! که ایمن نتوان بود / زین سیل دُمادُم که در این منزل خواب است
معشوق عیان می‌گذرد بر تو و لیکن / اغیار همی‌بیند از آن بسته نقاب است
گل بر رخ رنگین تو تا لطف عَرَق / دید در آتش شوق از غم دل غرق گلاب است
سبز است در و دشت، بیا! تا نگذاریم / دست از سر آبی، که جهان جمله سراب است
در کنج دِماغَم مَطَلب جای نصیحت / کاین گوشه پر از زمزمه چنگ و رَباب است
حافظ چه شد ار عاشق و رند است و نظرباز / بس طور عجب لازم ایام شباب است

حافظ شیرین سخن

  • Digg
  • Facebook
  • Balatarin
  • del.icio.us
  • Donbaleh
  • FriendFeed
  • Twitter

خواستم بگویم، فاطمه دختر خدیجه‌‌ی بزرگ است.
دیدم فاطمه نیست.
خواستم بگویم که فاطمه دختر محمد است.
دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم که فاطمه همسر علی است.
دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم که فاطمه مادر حسین است.
دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم، که فاطمه مادر زینب است.
باز دیدم که فاطمه نیست.
نه، این‌ها همه هست و این همه فاطمه نیست.
فاطمه، فاطمه است.

علی شریعتی

 

ادامه مطلب »

  • Digg
  • Facebook
  • Balatarin
  • del.icio.us
  • Donbaleh
  • FriendFeed
  • Twitter

خلیج « تا ابد » فارس

ژان ژاک پرین نویسنده کتاب خلیج فارس :

«ملل و طوایف بسیاری بر کرانه های خلیج فارس استیلا یافته و فرمانروایی کرده اند ولی روزگارشان سپری شده و منقرض شده اند ، تنها قوم پارس است که با هوش و درایت خود همچنان پا برجا زیسته و میراث حاکمیت خود را تاکنون نگهداری کرده است .

 

تا ابد پایدار

اولین بار یونانی ها بودند که این خلیج را « پرسیکوس سینوس یا سینوس پرسیکوس» که همان خلیج فارس است، نامیده اند. از آنجا که این نام برای اولین بار در منابع درست و معتبر تاریخی که غیر ایرانیان نوشته اند آمده است، هیچ گونه شائبه نژادی در وضع آن وجود ندارد.

سلام

جمعه ای که گذشت روز ملی خلیج فارس بود و روز جشن چهلم نوروز باستانی ما بود.

یک روز و با دو نماد از تمدن هزارساله این خاک و آب، این سرزمین ما، ایران عزیز

عزیز وطن، دهه ها  و سالها است که درد و رنجش افزون از شادی و سرورشه، درد دشمنی بیگانه و رذالت همسایه و خیانت … .

سالهاست که سرمایه و عمر ایران زمین فدای ساده اندیشه ما و بد اندیشه دیگرانه،  سالهاست که نغمه خوش دلدادگان وطن، آهه، سالهاست که سردی روزگار بر تن درخت چند هزارساله تمدن ایران زمین دست می کشه، ایرانی، در خم یک کوچه، حیرانه

اما روزگار دیگه اونقدر چرخید و چرخید که امروز کار به جایی رسیده که عرب بادیه نشین، دست به غارت نشانه های تمدن ایران زمین دراز کرده، کار روزگار به جایی رسید که سرمایه ما رو که به خوش وقتی روزگار می برند، چنان به دهان و معده های معظمشون مزه کرده که خیلی چیزها رو فراموش کردند، ” البته اگر چیزی دیده باشند، که امروز فراموشی باشه اسم، نا آگاهیشون “.

من شک ندارم که این از باد افتاده به زیر پوست اعراب نیست که این طور سر کستاخی به عالم  گذاشتن، این ضعف و زبونی ماست که این طور نشانه علم کرده، این سستی ماست که هر روز یه گوشه از فرهنگ ایران زمین به اسم یه کشور غریبه، یا یه کشور چند ساله به غارت می ره، این خواب غفلت ماست، که گذاشته این سیل بتازه و بتازه و خانه و کاشانمون رو سوغات ببره.

خلیج فارس، نماد تمدن چند هزارساله ماست و همیشه این نشان، بر نقش این آب خواهد ماند.


افزون نوشتار:

خلیج ” تا ابد ” فارس در دانشنامه آزاد ویکی پدیا

خلیج ” تا ابد ” فارس د ر دانشنامه جزیره

سفره هفت سین زیر آبهای خلیج ” تا ابد ” فارس

تصاویر خلیج ” همیشه ” فارس

  • Digg
  • Facebook
  • Balatarin
  • del.icio.us
  • Donbaleh
  • FriendFeed
  • Twitter

آی پای شکسته

سلام به همه دوستان عزیز

این پست واسه اعلان پاشکستگی این جانبه و ابن که احتمالا تا یه ماه به وب سر نزنم

همه سلامت باشین و من رو دعا کنین

در پناه حق و خداحافظ

  • Digg
  • Facebook
  • Balatarin
  • del.icio.us
  • Donbaleh
  • FriendFeed
  • Twitter