آی پای شکسته

سلام به همه دوستان عزیز

این پست واسه اعلان پاشکستگی این جانبه و ابن که احتمالا تا یه ماه به وب سر نزنم

همه سلامت باشین و من رو دعا کنین

در پناه حق و خداحافظ

  • Digg
  • Facebook
  • Balatarin
  • del.icio.us
  • Donbaleh
  • FriendFeed
  • Twitter

۱
از جهان عقب نشینی کرده ام
به روی تخت خوابم
در کنار رادیو
ولی هنوز نمی دانم
که من روبه جهان دارم
یا پشت به جهان کرده ام.

۲
اگر کسی مرا خواست ،
بگویید رفته باران‌ها را
تماشا کند .
و اگر اصرار کرد ،
بگویید برای دیدن توفان‌ها
رفته است .
و اگر باز هم سماجت کرد ،
بگویید رفته است تا دیگر
باز نگردد.

۳
امروز
روزی است گرامی
چون دیگر روزها
و امروز
روزی است زودگذر
چون دیگر روزها
و امروز
روزی است دیرپا
چون دیگر روزها
و امروز
روزی است
که باید او را به فراموشی سپرد
چون دیگر روزها

۴
چه سعادتی است
وقتی که برف می‌بارد
دانستن اینکه

تن پرنده‌ها گرم است

بیژن جلالی

 

بن مایه: انجمن شاعران ایران

  • Digg
  • Facebook
  • Balatarin
  • del.icio.us
  • Donbaleh
  • FriendFeed
  • Twitter

با این متنهایی که من می نویسم، باید یه کد بگذارم اول وبلاگ که چی : ” لطفا وارد نشوید، به شدت شخصی “. آقا جان واسه خوندن که نمی نویسم، واسه نوشتنه که می نویسم.

و خدا برگه باطله را آفرید.

همای مستان، همون آهنگ ” راست بگو، راست بگو، راست “

رفتار به خیر گذشت و اقتصاد از بیخ گوش، خدا رحم کرد و نه ترمه شدن به فنا پیوست، به لطف ایزدی.

همه مطاب این چند وقت رو از وبلاگ بر خواهم داشت، یه دفتر سفید بر خواهم داشت و اونجا خواهم نوشت، البته این هنوز یه فکره، کووووووووووو تا عمل

دلم واسه بچه های دانشگاه تنگیده، دلم واسه بی معرفتیشون تنگه

همای باز داره توبه می کنه

گوشی رو فورمت کردیم، یو اس بی دایی جان رو گرفتیم، به خواست کامپیوتر فلش مموری رو هم ایضا فرمت کردیم و خدا ریکاوری رو آفرید که البته به دردی نخورد.

من موندم و یه عالم فایل پریده، ای که من هم کلا فرمت بشم و آقا دکتره بمونه تو ریکاوریم!

شهیار قنبری داره لا لا، لا لا می خونده، گیتارشو دوست دارم

به نظر شما دلیل اینکه وبلاگ ترم پایینیهامون دو برابر ما بازدید داره چیه؟ داغن، شاید ، ما ماستیم، البته

“نخواب وقتی هم بغضت به زنجیره”  شهیار قنبری

  • Digg
  • Facebook
  • Balatarin
  • del.icio.us
  • Donbaleh
  • FriendFeed
  • Twitter

آرزوهای بچه گانه

کاش می شد بال داشتم و پرواز می کردم، آخ اگه می شد. هیچ وقت به زمین بر نمی گشتم.

اگه آب بودم یا بخار می شد و  می رفتم به آسمون یا مثل یه رود دنبال دریا می گشتم شاید هم آروم آروم می رفتم تا دل زمین.

اگه ماه بودم شاید هیچ وقت روم رو به طرف زمین نمی گرفتم، همیشه پشت به زمین رو به خورشید و کهکشون.

آخ اگه باد بودم، تند و تند می دویدم و یه عالم برگ زرد و نارنحی رو دنبال خودم می کشیدم، دنبال بازی

اگه زمین بودم، نه نمی خوام زمین باشم،

اگه درخت بودم شاخه هام رو چنان پهن می کردم که لونه هزارتا پرنده باشه، حتی اگه سالی چند روز، وقت کوچ بهم سر بزنن.

اگه ۵ ساله بودم، داد و بیداد می کردم، می دویدم، روی دیوار نقاشی می کردم و ارزو می کردم یه کیف داشتم و می رفتم مدرسه.

اگه ۵ ساله بودم، چندتا دوست پیدا می کردم و دزد و پلیس بازی می کردیم، اما شاید اول نقاشی می کشیدیم، یه خونه، یه درخت، یه آقا پلیسه، چندتا کلاغ و یه خورشید زرد.

همیشه آرزو داشتم یه پرنده بودم و پرواز می کردم، یه پرنده که لذت تموم دنیا رو داره وقتی اوج می گیره، یه پرنده که هیچ وقت به کوچیکی زمین از اون بالا نگاه نمی کنه، همیشه نگاش به آسمون بی کران خداست، یه پرنده که همیشه با باد معاشقه داره، نوازش نسیم، سردی اوج آسمون، گرمی نور مستقیم، لذت خستگی پرواز.

هیچ کجای زمین اونقدر سفت نیست که بشه پا گذاشت.

  • Digg
  • Facebook
  • Balatarin
  • del.icio.us
  • Donbaleh
  • FriendFeed
  • Twitter

عینک نبوده من

این راه درازی که من می رم، این درازی راه و این چشم نزدیک بین من.

دو قدم وسلام، دو قدم و تموم، لطف خداست که هی نمی خورم تو دیوار.

به قول انیشتین دو چیزه که انتها نداره، کهکشان و حماقت آدمها، البته باز به قول خودش در مورد اولی قولتون نمی ده اما در مورد دومی من قولتون میدم.

نمی دونم چی آدمها رو سر عقل می اره، ترس، وجدان، عقل.

چند ساعت عینکتون رو گم کنید، سر درد کمترین مشکلتون خواهد بود.

من عینکم رو گم کردم، البته قول نمی شه داد عینک همه مشکلات رو حل کنه، نه نمی کنه، اما شاید کمتر کردش، شاید اگه می شد دید اینقدر احمق نمی بودم، نادونی من بزرگترین چیزیه که دارم پی خودم می کشم، با چنان گرد و خاکی.

باید ترمز دستی رو بکشم، اول یه عینک، بعد یه نگاه درست و حسابی، بعد شروع، شاید از اول

  • Digg
  • Facebook
  • Balatarin
  • del.icio.us
  • Donbaleh
  • FriendFeed
  • Twitter

حسین (ع)

yaa hussein

خیمه ها می سوزد و شمع شب تارم شده // در شب بیماریم آتش پرستارم شده

ما که خود از سوز دل آتش به جان افتاده ایم // از چه دیگر شعله ها یار دل زارم شده

پیش از این سقای ما بودی علمدار حسین // امشب اما جای او آتش علمدارم شده

ای فلک جان مرا هر چند می خواهی بسوز // مدتی هست از قضا دل سوختن کارم شده

جز غم امشب پیش ما یار وفاداری نماند // در شب تنهائیم تنها همین یارم شده

من که شب راتاسحربیخواب وسوزانم چوشمع // از چه دیگر شعله ها شمع شب تارم شده

بس که اشک آیدبه چشمم خواب شب راراه نیست // دود آتش از چه ره در چشم خونبارم شده؟

جز دو چشمم هیچکس آبی بر این آتش نریخت // مردم چشمان من تنها وفادارم شده

گر گلستان شد به ابراهیم آتش ها ولی // سوخت گلزار من و آتش پدیدارم شده

شعله های کربلا آتش به جانم زد حسان // آتشین از این جهت ابیات اشعارم شده

  • Digg
  • Facebook
  • Balatarin
  • del.icio.us
  • Donbaleh
  • FriendFeed
  • Twitter

آیت الله منتظری در گذشت

حجت‌الاسلام احمد منتظری با تأیید خبر فوت آیت‌الله منتظری گفت:

شب گذشته، آیت‌الله منتظری بر اثر بیماری درگذشت.

آبت الله منتظری

آیت الله منتظری در دانشنامه آزاد، ویکی پدیا

http://fa.wikipedia.org/wiki/حسین‌علی_منتظری

  • Digg
  • Facebook
  • Balatarin
  • del.icio.us
  • Donbaleh
  • FriendFeed
  • Twitter
تچر آی تی